

دنیای فوتبال:عباس انصاریفرد روی پلههای حدفاصل vip تا کنار زمین در میان انبوه جمعیت گیر افتاده تا از دو طرف فنسهای کنار راه پله، هواداران درددلهایشان را به آقای مدیرعامل بگویند. مهمترین حرف و البته جدیترین خواسته آنها انتقال پیامی به نلووینگادا بود با این مضمون: «حاج عباس این مربیه چرا به محسن بازی نمیده؟»
مدیرعامل باشگاه که هاج و واج مانده بود به فرزند خودش برسد یا جواب تکتک این گروه متعصب را بدهد دو، سه بار این جمله را تکرار میکرد: «بازی میدهد، صبر کنید، یواش یواش.» اما خب هواداران اصلا گوششان به این حرفها بدهکار نبود و به تصمیم عجیب سرمربی پرتغالی اعتراض داشتند.
خلیلی کجاست؟
45 دقیقه قبل از شروع مسابقه، پرسپولیسیها وارد زمین شدند اما عجیب بود که فقط 11 نفر اصلی برای گرم کردن آمده بودند. خبری از توره و باقری نبود. البته میشد نبودشان را توجیه کرد. توره چند هفتهای بود که جزو بیانگیزهترینها به شمار میآمد و باقری مثل چند مسابقه قبلی کیفیت فوقالعاده شروع لیگ را نداشت. اما محسن خلیلی کجا بود؟ شماره 9، 24 ساعت قبل از بازی در تمرین آخر مثل یک بازیکن صد در صدی نشان میداد. خودش مطمئن بود فیکس بازی میکند. به آنهایی که از او تقاضای مصاحبه میکردند میگفت: «میدانید که ممنوعالمصاحبهایم، فقط دعا کنید گل بزنم.»
نیمکتنشین محبوب
محسن خلیلی که در اولین مسابقه بعد از برگشت اصلا شبیه فوتبالیستهای ترسوی بعد از عمل جراحی نبود و خیلیها را امیدوار کرد که آقای گل، بازگشتی رویایی خواهد داشت با تصمیم عجیب نلو که تا حدود زیادی ناشی از عدم شناخت مرد پرتغالی نسبت به بازیکنان میشد روی نیمکت نشست. با این حال محسن روی نیمکت بود اما از همان لحظه پایان گرم کردن تا شروع مسابقه نام شماره 9 بیشتر از بقیه و در گستره بیشتری از سکوها شنیده میشد. محسن از دقیقه 45 بالاخره از سکون بیرون آمد. دستور گرم کردن او که صادر شد ورزشگاه به هم ریخت. یکی از تماشاگران دو آتشه میگفت: «محسن میآید. دو گل هم میزند. هم پایش به گل باز میشود هم یک برد قاطع بهدست میآوریم.»
خبری از محسن نمیشد
تابلوهای تعویض یکییکی بالا میرفت اما خبری از خلیلی نبود. محسن با آن گرمکن طوسی رنگ پشت دروازه شمالی کنار علی عسکر مشغول گرم کردن شد اما همه حواسش به بازی بود. از دقیقه 60 فریاد «خلیلی... خلیلی» کل ورزشگاه را فرا گرفت اما توره دومین تعویض قرمزها بود. موقع ورود توره و خروج نوروزی باز هم خلیلی تشویق شد اما نلوی محتاط همچنان صدای جمعیت 50-40 هزار نفری و درخواستشان را نمیشنید.
اخمهایی که باز نشد
ربع پایانی بازی فرا رسید بازی از تب و تاب افتاده بود که یکهو قاسم آقا همان مرد کهنهکار نیمکت قرمزها دواندوان خودش را به پشت دروازهشمالی رساند. از لحظه استارت قاسم آقا ورزشگاه حسابی شلوغ شد. صدای خلیلی... خلیلیها تندتر شد. محسن با اخمهای درهم خیلی زود لباس گرمش را درآورد و واردمسابقه شد. وقتی به مرکز زمین رسید نگاهی به اسکوربورد انداخت. فقط هشت دقیقه فرصت داشت و همین اخمهایش را بیشتر توی هم برد. کووالنکو که سوت پایان را کشید محسن اولین نفری بود که از زمین بیرون رفت. سرش پایین بود وکوچکترین تغییری در قیافه اخم آلود او دیده نمیشد. حتی این اخم موقعی که آقای گل با بیام و دودی رنگش از هتل المپیک خارج شد و به فریاد هواداران پاسخ نداد کاملا مشهود بود.
پرسش بزرگ بدون پاسخ ماند
در کنفرانس خبری پس از مسابقه هیچکس از نلو نپرسید چرا وینگادا درحالی که توره علنا با پرسپولیس سرناسازگاری گذاشته به محسن خلیلی آماده و کاملا با انگیزه بازی نمیدهد؟ صبح روزسهشنبه همه میگفتند امروز محسن خلیلی گل میزند و دوباره به تیم ملی برمیگردد اما وینگادا مانع از این اتفاق شد تا دانش فنی خودش را که البته تا الان چیز زیادی از آن دیده نشده زیرسوال ببرد. نلو مدام میگفت از من درباره تکتک نفرات نپرسید اما پرسش بزرگ بدون پاسخ مانده بود:«چرا خلیلی که 18 گل او در مسیر قهرمانی فصل گذشته نقطه اوج نمودار سینوسی پرسپولیس بود باید نیمکتنشین مهاجمی باشد که با 30درصد توان و خالی از انگیزه هیچچیز برای اضافه کردن به خط حمله یخزده سرخها ندارد؟»
لطفا درخصوص این خبر نظر دهید
برای دیدن بقیه اخبار در قسمت آخرین
اخبارازدنیای فوتبال روی خبر مربوطه کلیک کنید




























